از کنار تخته سنگی گذشتم .................
به قلبم قسم که نمی خواستم بنویسم ...
قلبم مجبورم کرد ...
آرام و بی صدا
در کنار بقیه دوستت دارم ها ٫
کم رنگ نوشتم
دوستت دارم ....
امشب باز به تو و آن تخته سنگ می اندیشم
راستی ....
هنوز آن را در سینه داری؟
تو را به جرم نگاه زیبایت
در زندان قلبم محکوم به حبس ابد می کنم
تا در محضر خدای عاشقان اعتراف کنی که
د و س ت م د ا ر ی
*******************************************************************************************
می رفتم و با سکوت کوچه نجوا می کردم ....

باز لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام ......مستم
باز می لرزد دلم ...... دستم
انقدر زمزمه کردم تا لحظه دیدار رسید . پس از مدت ها دلم لرزید .
جلو رفتم .
طپش های قلبم از ثانیه ها پیشی گرفته بود .........
و حال که آن زمان بود ما با هم بودیم . از گفتنی ها گفتیم و از ناشنیده ها شنیدیم .
گفت که بگو و من پرسیدم .
از عشق ٬ محبت ٬ بودن یا نبودن ............
و تو چه قاطعانه بودن و نبودن را انتخاب کردی ....
وچه معصومانه عشق را انکار کردی ......
و چه ناباورانه به من باور دادی که همه چی بین ما هیچ بوده .........
و چه مظلومانه آخرین برگ سبز خاطره از درخت خشک عشقمون افتاد .........
و من تمام لحظات با هم بودنمان را گریستم .
و حال که این زمان است طپش های قلبم حتی نای رقابت با دقیقه ها را هم ندارد ....
می روم .... می روم و زیر لب بر سکوت کوچه ناسزا می گویم ......
خدا را می خوانم ...
خدایا
سرای محبت کجاست ...؟
ولی باز جز سکوت کوچه جوابی نمیشنوم ...............
باور نداشتم که گل آرزوی من
با دست نازنین تو بر خاک اوفتد
با این همه هنوز به جان میپرستمت
بالله اگر که عشق چنین پاک اوفتد
می بینمت هنوز به دیدار واپسین
گریان در آمدی که فریدون خدا نخواست
غافل که من بجز تو خدایی نداشتم
اما دریغ و درد نگفتی چرا نخواست
بیچاره دل خطای تو در چشم او نکوست
گوید به من هر آنچه که او کرد خوب کرد
فردای ما نیامد و خورشید آرزو
تنها سپیده ای زد و آنگه . . .
غروب کرد . . . .
*******************************************************************************************
بيا كه لحظه لحظه هاي انتظار
تمام وجود خسته ي مرا به نيستي كشانده است ...
امروز یکی از اون روزایی بود که دوباره حس کردم از همیشه تنها ترم ... خیلی تنها ... تنهای تنها ...
من، و دلتنگ، و این شیشه ی خیس.
می نویسم، و فضا.
می نویسم، و دو دیوار، و چندین گنجشک.
خیلی دلم گرفته ... دوست دارم گریه کنم. یه بغضی توو گلوم است ولی اجازه ی ترکیدن نداره. بی خیالِ من، نگران نباشین. حالم اصلاً خوب نیست. امروز یکی از اون روزایی است که دوباره تنهایی خودش رو بد جوری نشون می ده ...
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم.
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.
و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد.
و خاصیت عشق این است ************************************************************* « دلتنگ توئم »
تو آن جايي
و من اين جا
در اين فكر
كه تا چه حد دوستت دارم
در اين فكر
كه تا چه حد برايم با ارزشي
در اين فكر
كه تا چه حد دلتنگ توئم
تو آن جايي
و من اين جا
در اين فكر
كه تا چه حد در اشتياق ِ
بار ديگر
در كنار تو بودنم
در اين فكر
كه چگونه بيش از هميشه
قدر آن زمان
كه در كنار هم خواهيم بود را
خواهم دانست
دوستت دارم
*
“I Miss You”
You Are there
And I am here
Thinking about how much
I love you
Thinking about how much
I respect you
Thinking about how much
I Miss You
You are there
And I am here
Thinking about how much
I cannot wait
Until we are together again
Thinking about how
I will appreciate
More than ever
The Time
We will spend together
I Love You
آسمون شب دوباره اشکامو بیرون میاره غصه های عشق تو باز آسمونم کم میاره آسمونی پر ستاره یه دنیا غصه میاره تک تک ستاره ها باز غصه تو یادم می یاره غصه ی تنهایی تو یه دنیا غمو دوباره روی دوش من میزاره وای که غم غصه میاره آسمون شب دوباره اشکامو بیرون میاره عشق گاهي خواهش برگ است در اندوه تاك

عشق گاهي رويش برگ است در تن پوش خاك
عشق گاهي ناودان گريه ي اشك بهار
عشق گاهي طعنه بر سرو است در بالاي دار
عشق گاهي يك تلنگر بر زلال تنگ نور
پيچ و تاب ماهي انديشه در ژرفاي تور
عشق گاهي مي رود آهسته تا عمق نگاه
همنشين خلوت غمگين آه
عشق گاهي شور رستن در گياه
عشق گاهي غرقه ي خورشيد در افسون ماه
عشق گاهي سوز هجران است در اندوه ني
رمز هوشياريست در مستي مي
عشق گاهي آبي نيلوفريست
قلك انديشه ي سبز خيال كودكيست![]()
![]()









دوستت دارم
ب

